قالب وبلاگ

حس سبــــــز من ...
دلم خوش است میان شـــکنجه پاییز ... چه باشم و چه نباشم ، بهار نزدیک است 
نویسندگان
نظر سنجی
از کدوم بخش وبلاگم خوشتون میاد؟!






لینک های مفید
یکی از بهترین اتفاقات زندگی ردیف شدنه .. 





پ.ن 
من نیستما 

[ دوشنبه 1 آبان 1396 ] [ 01:18 ] [ فاطمه آسمانی ]


چقدر راحته که بشینیم یه جایی گرم و نرم و راحت راجع به دیگران و 
حرکات و موقعیت هاشون نظر بدیم !

در حالی که امتحان خداوند برای اون شخص ثالث ممکنه سخت بوده باشه 
یا حتی اگر خود ما توی اون موقعیت قرار بگیریم ً
 خیلی نتیجه بدتری به بار بیاریم ...

پس خیلی خوبه از خداوند هدایت بخواهیم و 
یک کم سکوت کنیم 
باشد که رستگار شویم !

[ یکشنبه 30 مهر 1396 ] [ 14:00 ] [ فاطمه آسمانی ]
خدایا
تو بخندی
منم بخندم :)

 وگرنه که بهشت مال تاجراست 

@moheb_art 
دنبالش کنید

[ چهارشنبه 26 مهر 1396 ] [ 23:14 ] [ فاطمه آسمانی ]
روایت داریم : در روز قیامت خدا     
همه ی خلق عالم را جمع می کند . از طرف خدا خطاب می شود : کسانی که در دنیا اهل صبر بودند کجا هستند ؟ 
گروهی می گویند : ما هستیم . 
فرشتگان به آنها می گویند:  شما چه صبری کرده اید ؟ 
آنها می گویند : ما در برابر گناهان صبر کرده ایم .
 منادی از پیشگاه خدا ندا می کند که اینها راست می گویند .
 ندا می رسد : بفرمایید بهشت ، این مزد ایستادگی شما در برابر گناهان است . روایت داریم : صبر بر معصیت بالاترین جهاد است .
 روایت داریم : نگاه تیری از تیرهای مسموم شیطان است و لذت آن یک ساعت است ولی غم و غصه ی طولانی همراه آن است .



پ.ن
خداوندا این مدل صبر خودت میدونید چقدرر سخته 
جهاد اکبره !
نفس هم اماره است و یعنی مداوم امر می‌کنه ... ول نمیکنه لحظه ای ...
فقط یه بار امر نمیکنه ... همیشه امر میکنه ..
کمکمون کن ... ما تنهاییم ...
ما فقط تو رو داریم ...

[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 02:00 ] [ فاطمه آسمانی ]
امروز نه ها چند روز پیش ..
میخواستم سوار تاکسی بشم ...
خیلی بارون میومد و 
یه پسر کوچولویی . دانش آموز .
با چترش اومد سوار ماشین بشه ...

توی دستش هم یه ساندویچ و سس بود 

به زور میخواست چترش رو ببنده و سوار ماشین بشه ...

دیدم سختشه ..
بهش کمک کردم چترش رو بست و سوار شد 
یهویی بچه از خستگی پخش شد روی صندلی 
با دندونش‌سس رو پاره کرد و ریخت روی ساندویچ 

و اصلا یه وضعی دیدنی بود این خستگیش ...
خیلی جالب بود 
اون تجربه حس خستگی بعد مدرسه و مزه ای که ساندویچ داشت بهش میداد ...

بعدها حتما برای بچه هاش از این تجربه ها حرف میزنه ...

میدونید ...
آسایش یا هرچی آسون به دست اومده هیچ وقت مزه اش برابری نمیکنه با خستگی درکردن بعد از تلاش ...
مزه ش زیاده ...



[ چهارشنبه 19 مهر 1396 ] [ 20:56 ] [ فاطمه آسمانی ]
یک جایی میخوندم ...
می‌گفت از نشانه های خواستگار خوب اینه که محدودیت های شما رو بپذیره !
خوب این یعنی چی...
آدمها امکانات و محدودیت هایی دارند ...
اما اگر نگاه غیر واقع بینانه باشه ازهمدیگه انتظار دارند که کامل یا ایده آل باشن
خوب این نمیشه !

این محدودیت ها هم یا فیزیکی ه یعنی از ذات زن یا مرد میاد ...
یا اجتماعی ...
یا محدودیت های خانوادگی 
یا اجتماعی
یا شغلی ...
مثلاً یه آدمی از همسرش انتظار داره که باهاش جهانگردی کنه و همیشه در مسافرت باشن 

اما آدم مورد نظر ایشون شاغل و ساکن یک مکان هست و نمیشه این رو قبول کنه ...

این محدودیت رو طرف یا میپذیره یا وارد اون رابطه نباید بشه ...

یا کسی انتظار داره که فرد مورد نظرش از خانواده کاملا جدا بشه اینم نمیشه ...

یا خانم ها به لحاظ فیزیولوژیکی در روزهایی از ماه ، دچار اخلاقیاتی خاص میشن یا زودرنج میشن ...
اینها محدودیت ه ... 
بالاخره با انسان طرفیم نه با ربات !
 پس این محدودیت ها باید پذیرفته بشه در ارتباط متقابل ...


[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 13:09 ] [ فاطمه آسمانی ]
همه موجودات مثل ما از رحم زمین به دنیا اومدن و
 یه جورایی ارحام همدیگه محسوب میشیم .
مواظب خونواده بزرگمون باشیم 




[ چهارشنبه 12 مهر 1396 ] [ 01:19 ] [ فاطمه آسمانی ]



یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان ...




[ یکشنبه 9 مهر 1396 ] [ 12:31 ] [ فاطمه آسمانی ]
زندگی بالا ...
خوشحالی ... هدیه ... آشتی ... مهربونی ... بچه و ...
زندگی پایین ...
ناراحتی ... از دست دادن ها ... شکست ها ... دلخوری ...

خوشبختی به معنی آرامشِ یک نواخت نیست 
زندگی با پستی و بلندی ها هست که رضایت بخش میشه ...

به قولی ...
درشــتی و نــرمی به هــم در به است
چو رگـــزن که فصاد و مرهم نه است

[ پنجشنبه 6 مهر 1396 ] [ 00:16 ] [ فاطمه آسمانی ]
خدایا ...
ما که بنده های شما هستیم ...

هیچی نداریم و هیچ‌یم و لایق هم نیستیم ...

خالی هستیم یعنی فقیریم یعنی ندار یم ...

و تو دارایی و مالکی و سَروَر  ...

خدایا برای ما توفیق در نظر بگیر ...

مهلت های خوب برای بهره بردن از چیزها در راه خودت ...

خدایا به ما از این موقعیت های خوب نصیب کن ...
.
.
.

خدایا مقصد رو میشناسم اما کجاست راه تو ...

خدایا این کورسو رو پرنور تر کن تا راهت رو بشناسم و پیدات کنم ...

خدایا من تو رو میخوام ...

خدایا توفیقات من رو بیشتر کن تا بیشتر با تو و به طرف تو باشم ...

.
.
.
.
مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا یُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ ﴿۲﴾



چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارنده ای برای آن نیست، و چون بازدارد، بعد از او فرستنده ای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.


سوره مبارکه فاطر

[ سه شنبه 4 مهر 1396 ] [ 21:34 ] [ فاطمه آسمانی ]
امروز من که دیروز شماست برنامه معرفت رو میدیدم.
(بعضی وقتها مطالب رو زود ارسال میکنم اما با تاریخ تا بعدتر نمایش داده بشه)

آخه این برنامه چقدددر خوبه ...
چقدر عالیه ...

خدا به آقای دکتر لاریجانی و استاد و دکتر بزرگ و عالی آقای دینانی عمر با عزت بده ...

هر وقت این برنامه رو میبینم انگار مرغ دلم میخواد بشکونه این قفس رو و بپره بیرون ...
.
امروز می‌گفتن که مرغ جزو پرندگان هست اما نمیپره چون تنبل شده !
ما انسانها هم اگر تعقل و رشد رو بگذاریم کنار ، مثل مرغ از اصل خودمون می افتیم ...

من و مرغ دلم داشتیم این برنامه رو باهم می‌دیدیم ...
مرغ دلم نگاهی به من کرد و با نگاه عاقل اندر سفیهی گفت ...
.
.
.
منتظر چی هستید ؟! 
حرفش خصوصی بود 

ولی در کل ...
مرغ دلتون در چه حالیه ؟!؟
پرواز؟!
زمین گیر؟!
چاق و کم حوصله و قر قرو ؟!
یا پرنده تر ز مرغان هوایی؟!

...
این شبها که خیلی عزیزه ..
حواستون به پر دادن مرغ دلتون باشه ...
التماس دعا شـــــ...دید

[ یکشنبه 2 مهر 1396 ] [ 00:46 ] [ فاطمه آسمانی ]
بله ...
امروز براتون یه English sentence میگذارم که انگلیسی تون تقویت بشه ...
.
.
.
نه شوخی کردم 
چون دیدم مفهوم شاید با ترجمه خوب نرسه و اصلش رسا تره ...
امیدوارم بهش فک کنید و کیف کنید باهاش...
نوش جان :


[ شنبه 1 مهر 1396 ] [ 00:41 ] [ فاطمه آسمانی ]
چطوری میتونیم یه نفر رو تغییر بدیم ؟؟؟
[ پنجشنبه 30 شهریور 1396 ] [ 02:38 ] [ فاطمه آسمانی ]
نت نوشت ...

اگر خسته شدی استراحت رو یاد بگیر نه تسلیم شدن رو ...

چقدر قشنگ بود این نکته ...

[ چهارشنبه 29 شهریور 1396 ] [ 01:43 ] [ فاطمه آسمانی ]


ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی

ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

 

رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...

چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

 

ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی

هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

 

سایه‌ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت

آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

 

باد پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان

عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

 

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

 

کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم

سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی



شعر از آقای فاضل نظری 


[ سه شنبه 28 شهریور 1396 ] [ 01:06 ] [ فاطمه آسمانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 30 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

خواهشمند است
که حرفهای قشنگه این وبلاگ را
به نویسنده آن نسبت ندهید .
چیزی در چنته نداریم
**********




توجه :
نظرات بدون نام تایید نمی شوند.
!!!!!!!!
از همین امروز
!!!!!!!!
خواهشا اسم خودتون رو بفرمایید.






#####




خواهشمندم !!
اگر کامنت میگذارید ...
اسم یا اسم مستعار یا به نوعی خودتون رو معرفی کنید
یا اگر مایل نیستید کامنت منتشر بشه
تیک رو بزنید یا بردارید به اختیار خودتون هست .
یا آدرس ایمیل بدید ‌‌.
عزیزان دل اگر راهنمایی میخواهید یا درد دل ،
خواهش میکنم نکته بالا رو مدنظر قرار بدید .
و اینکه گوشه .کنایه . روی من هم تاثیر داره !!
من هم با اجازه انسانم !
فکرم مشغول میشه !
لااقل آدرس درست بدین یادم بیاد!
لااقل مورد ناراحتی خودتون رو بفرمایید !!
شاید اشتباه گرفتید !!
حتما و حتما و حتما
خودتون رو معرفی کنید !!




###


اینجا یک وبلاگ معمولی هست
حاوی نظرات شخصی و غیرکارشناسانه...

*************
با احترام ؛ لینک تبلیغاتی نگذارید ، حذف می شود .
*************
آقایان و بانوان گرامی
یک بار یک روانشناسی می گفت که چهره مجازی کاربران
شخصیتِ آرمانی اونهاست
نه واقعیتِ خودشون
من هم از این واقعیت مستثنی نیستم .
پس من یک قدیسه نیستم و گناهکارم .
*************
ممنون که قدم رنجه کردید .
وقتی نگاهی به مطالب میاندازید
خوشحالم میکنید.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :