حس سبــــــز من ...

درون وجودت ... دانه ای ست ... منتظر نوازشت ... تا بروید ...

نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1398 21:30
خیلی وقتا جذابیت آدمها اصلا جدا از نقص‌های اونهاست ...
یعنی لازم نیست کامل باشی تا دوستت داشته باشند .
تا دوست داشته بشی ...


تو رو با نقص هات دوست دارم 
تو رو با نداشتن هات 
تو رو با نبودن هات
تو رو با خستگی هات
وقتی ناراحتی ...
وقتی نگرانی
وقتی پول نداری !
وقتی حال بیرون رفتن نداری 
وقتی هدیه نخریدی ..
وقتی سرت درد می‌کنه 
وقتی مریض شدی 
وقتی کلافه ای ...

با همه اینها حق آدمهاست که دوست داشته بشن ...
کی گفته ما کامل باید باشیم تا دوست بداریم و دوست داشته بشیم ؟!؟




نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : شنبه 21 دی 1398 12:10
در ادامه پست قبلی ...

  • چی بگید ...
وقتی میخوایم رابطه ای رو ادامه بدیم پس باید مشکل رو بررسی کنیم ...

باید راه حل ها رو بررسی کنیم .

مثلاً دو نفر سر این مسئله که عید به کدوم سمت مسافرت کنند دعواشون میشه .

الان طبق قرامون باید راه حل ها رو بررسی کنیم ...

پیشنهاد من شمال
پیشنهاد شما جنوب 


  1. مسافرت نریم (بدترین راه حل و پاک کردن صورت مسئله )
  2. بریم شمال ... دلیلمون
  3. بریم جنوب ... دلیلمون 
  4. بریم غرب !
  5. اصلا شرق :)
  6. بررسی کردن اولویت ها ... مثلا هوای جنوب موقع عید بهتره اما هوای شمال همیشه خوبه  ( نگاه ناسیونالیسمی :))   )
  7. اینکه راه حل نباید تحکم آمیز باشه و باید مورد علاقه هر دو طرف باشه هر چند نسبی 
  8. باید با هم ، هم حسی داشته باشید یعنی طرف و راه حل های اون هم پذیرفته باشه و فقط به پیشبرد اهداف خودتون فکر نکنید .



...
به این بررسی کردن انواع راه حل ها ، مهارت حل مسئله گفته میشه .
یعنی بررسی همه راه حل ها هر چند غیر منطقی باشند و برگزیدن یکی که از همه بهتره .


حالا موردی بود میتونم کمکتون کنیم ...
اگه پیام بگذارید یا آدرس ایمیل .


نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : دوشنبه 16 دی 1398 20:33
خوب پس لزوم حرف زدن رو متوجه شدیم ان شاء الله ...

حالا میخوایم حرف بزنیم ...
اینجا سه تا مسئله مهم هست ...

کِی بگم ؟
چی بگم ؟
چطوری بگم ؟

خوب طبیعتاً یه مشکلی پیش اومده باید راجع بهش حرف بزنیم .
اما نه شتابزده و یهویی و بی محابا و یا عصبانی !

  • اول ... کِی بگم ...
باید وقتی حرف بزنیم که هر دو طرف متعادل باشیم . 

وقتی دو طرف عصبانی هستند یا ناراحت یا گریان ، این وقت مناسبی برای صحبت نیست .

پیشنهاد من این هست که زمانی رو برای آروم شدن اختصاص بدین .
آب بنوشید
راه برید 
یا جدا از هم دقایقی یا ساعاتی اختصاص بدین تا آروم بشین و بعد صحبت کنید .


  • دوم ... چطوری بگم 
شفاف حرف بزنید و راه حل ارائه بدین و دلیل ناراحتی خودتون رو بگید .
با جیغ و فحش ، فقط اوضاع بدتر میشه !
قراره حل بشه دیگه . 
نه اینکه فقط من بگم و برسونم که عصبانی هستم چیزی درست نمیشه .
حالت بدن شما 
نحوه و تُن صدای شما 
کلام شما 
همه موثر هست . یادتون باشه .

چی بگید پست بعد ...



..
.

پ.ن مهم

چقده خوب بود این کلیپ 
چقده دوستش داشتم :)
خدایا برای همه ی خوشحالی ها و مهربونیت های توی دنیا ازت ممنونم ...



نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : شنبه 14 دی 1398 20:46
آی حاج قاسم ...
آی سلیمانی ...
آی سردار ...
به آرزوت رسیدی مبارک باشه فرمانده .

از خون تو هزار سلیمانی مبارز متولد می شود ... ان شاء الله

به قولی شهید سلیمانی خیلی خطرناک تر از سردار سلیمانی خواهد بود برای آمریکا ...


پ.ن
چقدر دلم میخواد ناو شکار کنیم ............





 


نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : جمعه 6 دی 1398 20:37
در ادامه ی این پست ...

گفتیم که چی ؟! 

هیچ کس نمیتونه ...
 فیلم مورد علاقه ... رفتار مورد علاقه ...
 یا برعکسش
کارهای که واسه شما عصبانی کننده ست ، رو حدس بزنه !
یا از حالت چشمهای شما فیلم مورد علاقه تون رو حدس بزنه :|

مگر اینکه ..‌
چی ؟!
راجع به احساستون به اون مسئله باهاش حرف بزنید .
البته نه وقتی عصبانی هستید یا نامتعادل !!
در شرایط عادی و وقتی حالتون خوب هست ..‌.

چطوری حرف بزنید پست بعدی ...



نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : شنبه 30 آذر 1398 20:24

من زیاد موافق آرزو کردن و آرزو داشتن نیستم ...

به نظرم بهتره جای هدف و آرزو عوض بشه ...

به نظرم باید هدف داشته باشی  با توکل و پا !!

باید هر روز شده یک قدم به سمت هدفت برداری ..
تا بهش برسی .
و این یعنی از هدفت مراقبت کردی 
.
.
.
شب یلداست 
خوش بگذرونیم .




نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1398 20:26
لازم نیست کامل باشی تا دلپسند کسی باشی ...

آدمه دیگه !
مریض میشه !
تبخال میزنه !
دلش میگیره همیشه نمیتونه بخنده !
خسته میشه !
بعضی وقتا حوصله نداره !
گریه ش میاد !

( البته نه که همیشه یه حال بدی داشته باشه ها!!!!!! )

اونی که دوستت داره صبر میکنه یا کمکت میکنه حالت بهتر شه و تنهات نمیگذاره .

چون تو آدمی و خدا نیستی و لازم نیست کامل باشی ...

تلاش کن خوب باشی اما نه اینکه وقتی حالت به نحوی بد هست ، فیلم بازی کنی که همیشه خوبم !!!
تو آدمی ...





نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : دوشنبه 18 آذر 1398 21:58
میدونی ...
یه آزمایش جالبی هست ...
دونفر که غریبه هستن رو می نشونن .‌‌

بهشون میگن که یه لیست تهیه کنید از علایق طرف مقابل ...
مثلا غذای مورد علاقه :
رنگ مورد علاقه :
شخص مورد علاقه :
فیلم مورد علاقه :
آهنگ مورد علاقه : 
ماشین مورد علاقه :

 فاطمه علایق سارا رو بنویسه 
و سارا علایق فاطمه رو ... خوب ؟
بعد چک کنند .
ببینن آیا فاطمه می‌تونه علایق سارا رو ، بدون اینکه با سارا تا حالا آشنایی داشته باشه بنویسه ؟!
بعدش باهم چک کنند ...

فاطمه شاید یکی رو شانسی بنویسه اما طبیعتاً تا با سارا صحبت نکرده باشه اصلا نمیدونه سارا چی دوست داره .‌‌..
خوب این چی رو نشون میده ؟!

ما تا حرف نزنیم اصلا نمی‌دونیم طرفمون چی خوشحالش می‌کنه یا چی ناراحتش میکنه تا رعایت کنیم .

یا اصلا من سرم درد می‌کنه ، تو شعر میخونی بلند بلند ... از اینکه تو رعایت نمیکنی که من سرم درد می‌کنه ، خیلی عصبانی میشم و سرت داد میزنم ! قهر میکنیم !

نه تو فهمیدی من سر درد دارم چون اصلا چیزی نشون ندادم تا تو بفهمی من سرم _درد_ می‌کنه ! هم من عصبانیم چرا من رو درک نکردی ! 

اینجا لزوم صحبت معلوم میشه !
چیزی که توی دل شما هست معلوم نمیشه تا درباره ش صحبت کنی !

حالااااا 
چجوری بگیم ؟!
پست بعدی ان شاء الله ...


نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1398 17:17
باید مانع را از سر راه برداشت ..‌ مهم نیست اون مانع را چه کسی به وجود آورده یا این مانع چه مدت آنجا بوده ....


برگرفته از کتاب مثل یک موفق فکر کن مثل یک موفق عمل کن .
استیو هاروی


نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 22:15
همدلی رو خوب به ما یاد ندادن !
چرا ؟!
میگم براتون ...

بیشتر ما چیزای خوب رو واسه خودمون میخوایم ...
الان میگید نهههه .ولی آری ... موقع امتحان فرق می کنه با موقع ادعا ... 
مثلا شما می‌گذارید کسی که بعد شما رسیده ، روی صندلی جلوی تاکسی بشینه ؟!؟ 
بله ادعا فرق می‌کنه ... حالا به هر حال ‌.‌..

تا حالا شده به کسی که بهتون گفته سرم درد میکنه همون اولش که بهتون میگه سرش درد می‌کنه نگید  که مسکن بخوره ؟!

آره خیلی از ما این مدل خبرها رو به هم میدیم ... ناخودآگاه ... که همدلی دریافت کنیم !
که یکی بهمون بگه ...

آخی عزیزم ..‌
آخی بهت سخت گذشته ...
آخی خیلی زحمت کشیدی ...
بیا حرف بزنیم سر دردت یادت بره ...

نه اینکه بهش بگید خوب مسکن بخور یا مسکن خوردی !!؟




پ.ن

گاهی اوقات فکر میکنم که ای کاش خداوند وقتی ما رو می‌فرستاد زمین . توی جعبه مون به راهنمای استفاده هم می‌گذاشت تا همو بهتر درک کنیم !
اما حالا که نداریم باید همدیگر رو یاد بگیریم پس یاد بگیریم ...



نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1398 13:19
معذرت خواهی چی است ...

باور ذهنی ما این هست که یک نفر که کار اشتباهی انجام داده باید بیاد و از طرف دیگر ماجراا یه چیزیی
بخواد که اسمش هست معذرت !

خوب این یکی از صورت های ماجرا هست ...

تحقیقات نشون داده که اصلا در نود و هفت و هشت و هفتاد و سه صدم درصده ماجرا ها که ما منتظر معذرت خواهی طرف هستیم اصلا طرف قبول نداره که اشتباه کرده ...


خوب پس تکلیف رابطه چی میشه ؟
دو حالت داره .

یک اینکه قطع رابطه کنید .
که پیشنهاد من همینه :)))

شوخی کردم ..‌
خیلی از رابطه ها هست که پایان دادن بهشون حذف کردن مسئله هست و با مهارت حل مسئله منافات داره .
یعنی پایان دادن به رابطه به خودی خود اشتباه هست .

حالا نمی‌تونیم هم بگیم بیا من تو رو بخشیدم اصلا این هم اشتباهه چون ماجرای لاینحل ه . انگار یه زخم که احتیاج به بخیه داره رو چسب زخم بزنی که فقط معلوم نشه...
قطعا به محض اینکه سرش باز بشه باز خونریزی می‌کنه ...
پس گفتگو یک اصل هست .

قطعا و باید راجع به مسئله حرف زده بشه ...
یعنی انتظارات بیان بشه و احساسات هم همینطور ...

دیگه اینکه معذرت خواهی و حتی انتظار داشتن دریافتش ، خصوصا در رابطه همسران اصلاً به نظرم معنی نداره چون همون‌طور که گفتم خیلی مسائل اصلا فردقبول نداره که اشتباه کرده پس خودتون رو سرگردون نکنید .

پس یا صحبت کنید یا ...

منتظر شنیدن حرفاتون هستم .




نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : سه شنبه 21 آبان 1398 11:46
وقتی موقع بستنی خوردن ، نگاه کنی به بستنی ِ بقیه ...

هیچی از مزه ی بستنی خودت متوجه نمی شی  ...

مثل خیلی از موقعیت های زندگی ...

اینقدر رقابت میکنیم با دیگران ...

از چیزایی که داریم لذت نمیبریم ...

#دشمن_خودمون_نباشیم



نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1398 10:05



نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1398 19:19


نویسنده : فاطمه آسمانی
تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1398 00:27
سلام ...
چقده خوب بود این کتاب ...
چقده هنرمندانه ... چقده ظریف ه ..
من واقعا از خوندنش لذت بردم ...

مثل شعر ... 
البته یه تکه هاییش رو باید عاشق باشی تا بفهمی زبان نویسنده رو ...




ای خدایاااا 




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic