تاریخ : شنبه 12 مرداد 1398 | 11:28 | نویسنده : فاطمه آسمانی
هی یه چیزایی میاد توی ذهنم ... نمی‌دونم چرا ...

هی یه ذهنیاتی دارم ...

هی یه کارایی انجام میدم ... دست خودم نیستا ...

عصبانی میشم ‌‌‌‌... غصه میخورم ... استرس دارم ... دست خودم نیستا ...


تا حالا چقدر از این جملات رو گفتید یا از اطرافیانتون شنیدین ؟؟
گاهی این دست خودم نیست ها اینقدر بزرگ میشن که کل زندگی طرف رو تحت فشار قرار میدن !

خوب من می‌خوام یه راه حل ارائه بدم ...

باید بتونیم کم کم شروع کنیم و ادامه بدیم تا این سایه رو کم رنگ کنیم ...

چطوری ؟؟ با آگاهی ...

یعنی اینکه این تفکرات و رفتارها رو با رفتارها و تفکراتی که خودمون میخواهیم ، جایگزین کنیم .

مثلاً تفکری توی ذهنم منو نسبت به همسرم آزار میده .
آیا اون تفکر واقعی هست ؟
اگر شواهد ندارید و ... و فقط این تفکر باعث آزار شخص شما میشه باید این تفکر رو با تفکر آگاهانه و اختیاری که خودتون ایجاد میکنید جایگزین کنید .

یا بدون اینکه دست شما باشه عصبانی می‌شید ...


حالا من مورد شما رو دقیق نمی‌دونم که دست خودم نیست های شما چی هستند اما این یک راه حل کلی هست که باید  اونها رو با تفکر های آگاهانه (یعنی تفکر مثبتی که خودتون ایجاد میکنید ) جایگزین کنید .

خوب در ابتدا سخته . مثل یه سیل به طرف شما روانه است که باید کم کم اختیارش رو به دست بگیرید .

اگه بفرمایید و آدرس ایمیل بگذارید کمکتون میکنم .




  • paper | رپورتاژآگهی | رپورتاژآگهی
  • فال تاروت یک کارتی | مقاله ی گل کوچک